
کتاب خداجان دلخورم از تو اثر غلامرضا حیدری ابهری
کودکی در این کتاب با خدا حرف می زند و در آخر به نتیجه مطلوب می رسد. کودکان و نوجوانان هم مانند بزرگسالان خودشان را با هم سن و سال های خود مقایسه می کنند و در این مقایسه ها بیشتر بر روی نداشته ها تمرکز می کنند. و اکثرا آنچه را که دارند، نمی بینند و همین باعث می شود که کم کم اعتماد به نفس بچه پایین بیاید و با خدا دچار سوء تفاهم شود. در این کتاب سعی شده زاویه ای که ممکن است بچه ها با خدا پیدا کنند را از بین برود. کودک در ابتدای مقایسه به این نتیجه می رسد که خدا به من کم لطفی و کم توجه ای می کند. بچه ای در کتاب «خداجان دلخورم از تو» دلخوری خود با خدا را در میان می گذارد و می گوید به من این را ندادی، در عوض آن را دادی و در پایان گفت و گو خودش متوجه می شود که خدا نعمت ها را بین بندگانش تقسیم کرده است. در آخر کتاب، بچه خودش را از نعمت ها بهره مند می بیند. ابتدای متن کتاب با «خدایا از تو دلخورم» شروع می شود اما در پایان بچه می گوید «خدایا من دیگر از تو دلخور نیستم». بچه ضمن گفت و گو با خدا به این نتیجه می رسد که یکی چهره زیبایی دارد و دیگری قد بلندی، یکی صدای خوبی دارد و دیگری حافظه اش خوب است و با این نتیجه گیری متوجه عدالت خدا می شود و با خدا آشتی می کند.
ولادت با سعادت حضرت زهرا...
ما را در سایت ولادت با سعادت حضرت زهرا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 206
تاريخ: يکشنبه
15 فروردين
1400 ساعت: 3:41